WEBVTT

00:00.000 --> 00:14.816
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

03:35.810 --> 03:38.850
دزدان دريايي کلاه حصيري از هم جدا شدن

03:38.850 --> 03:41.710
و لوفي وارد بزرگترين زندان دنيا يعني ايمپل دون شد

03:41.710 --> 03:45.060
تا برادرش اِس رو که توسط نيرو دريايي دستگير شده رو آزاد کنه

03:46.390 --> 03:49.310
فرار باگي و آقاي شماره سه به طبقه سه نافرجام موند

03:49.640 --> 03:52.610
و توسط دستيار رئيس زندان هانيبال دستگير شدن

03:54.070 --> 03:58.780
در همين حال، لوفي با رئيس زندان ماژلان مبارزه کرد

04:00.590 --> 04:03.330
اين مجازات توِ

04:04.150 --> 04:08.860
بعد از قرار گرفتن در معرض اين همه سم ديگه هيچ پادزهري نميتونه نجاتت بده

04:09.390 --> 04:12.720
،تا 24 ساعت ديگه زجر ميکشي

04:12.720 --> 04:17.220
!و بعدشم رهسپار جــهــنم واقعي ميشي

04:32.780 --> 04:35.120
رئيس ماژلان، کارتون حرف نداشت

04:35.120 --> 04:37.740
چه بلايي سر لوفي کلاه حصيري اُمد؟

04:38.030 --> 04:39.760
به زودي ميميره

04:39.760 --> 04:41.710
اگه همونجا ولش کنين، فقط جلو دست و پا ما رو ميگيره

04:41.710 --> 04:44.990
بندازينش تو بخش مرکزي طبقه پنجم

04:45.290 --> 04:46.320
!بله، قربان

04:48.600 --> 04:50.580
!ر-رئيس ماژلان

04:50.580 --> 04:53.920
ما جلو راه پله اي که به طبقه سوم ميره تو دردسر افتاديم

04:54.200 --> 04:56.970
مگه به هانيبال نگفتم مراقب اون بخش باشه؟

04:56.970 --> 04:58.250
!پس ديگه چي شده؟

04:58.250 --> 04:59.760
...ما هنوز دقيقاً همه چيز رو نميدونيم

05:01.760 --> 05:03.320
...هي

05:03.320 --> 05:04.720
!هي

05:05.800 --> 05:07.270
اون يارو تمام کرده

05:07.840 --> 05:11.760
اون مرده يا اينکه واسه آينده فريز شده

05:12.450 --> 05:14.100
...امکان نداره

05:14.860 --> 05:16.650
...ا-انگشتام

05:17.100 --> 05:18.540
...انگشتام تکون نميخورن

05:18.540 --> 05:20.830
...اصلاً نميتونم اونها رو حس کنم

05:21.930 --> 05:25.610
پس تو هم بدنت داره يخ ميزنه؟ با اين حساب زياد دوام نمياري

05:28.000 --> 05:30.260
لعنتي، اونها ما رو مسخره کردن

05:30.260 --> 05:32.040
ما حتي نميتونيم نوني رو که اونها به عنوان غذا بهمون دادن رو بخوريم

05:43.220 --> 05:45.140
ها؟ هي، اون بيرون رو داشته باشين

05:45.140 --> 05:47.180
يه نفر ديگه رو انداختن اين پايين

05:47.180 --> 05:49.270
هي، اسمش چيه؟

05:49.270 --> 05:52.310
اين يارو تازه وارده جايزه تأيين شده واسش چقدره؟

05:54.690 --> 05:56.430
واسه اين يکي ديگه خيلي دير شده

05:56.430 --> 06:00.240
اون رو با سم مجازات کردن

06:01.050 --> 06:03.200
!اين ديگه چه وضعيه؟

06:08.690 --> 06:12.500
هانيبال، چطور تونستي بزاري خودتم مثل سربازهات نقش بر زمين بشي؟

06:15.240 --> 06:17.170
!بيدار شو هانيبال

06:17.170 --> 06:18.960
!اينجا چه اتفاقي افتاده؟

06:20.910 --> 06:23.570
!ر-رئيس خواهش ميکنم ولم کنين

06:28.000 --> 06:31.600
معذرت ميخوام، يه لحظه هواسم پرت شد

06:31.910 --> 06:34.150
!نميخوام شکنجه بشم

06:34.150 --> 06:35.860
Asses stink!

06:35.860 --> 06:37.750
!لعنت به اون اُکما حرومزاده

06:37.750 --> 06:39.730
!اون ما رو ول کرد

06:40.320 --> 06:43.120
همش تقصر يه اُکما بود که از کنپو استفاده ميکرد

06:43.120 --> 06:45.820
...فکر کنم خودت هم فهميده باش که ما رو غافلگير کرده

06:45.820 --> 06:47.440
کم ديگه ننه من غريبم بازي در بيار

06:48.030 --> 06:51.290
فکر کنم اون از پله ها بالا رفته و به سمت طبقه هايي بالاتر فرار کرده؟

06:51.530 --> 06:55.390
اون زنداني يکي از اعضاي سابق سازمان بروک ورکز کروکديل بوده

06:55.390 --> 06:58.400
...کسي که به خودش ميگفت آقاي شماره دو

06:59.030 --> 07:00.690
منظورم يه اُکما ست

07:00.690 --> 07:02.400
مگه فرقي هم ميکنه؟

07:02.400 --> 07:04.460
اون تو طبقه سه زنداني بوده

07:04.460 --> 07:06.430
دير يا زود اون رو ميگيرن

07:07.180 --> 07:10.240
از شورش طبقه دو چه خبر؟

07:10.240 --> 07:12.890
بنظر ميرسه بلاخره دارن آروم ميشن

07:13.330 --> 07:18.780
!تمام سربازهايي که اينجا جمع شدن رو بفرستين طبقه سه

07:18.780 --> 07:23.320
گارد شيطاني رو به فرماندهي سادي-چان بفرستين اونجا

07:24.110 --> 07:25.820
بقيه چيزها رو ميسپارم به اونها

07:25.820 --> 07:28.120
بسيار خوب، با اين دوتا زنداني چيکار کنيم؟

07:28.120 --> 07:29.620
هر بلايي ميخواين سرشون بيارين

07:30.890 --> 07:35.160
فقط عجله کنين هر چه زودتر اين گندي که بالا امده رو راست و ريست کنين و ايمپل دون رو به وضعيت عادي برگردونين

07:35.610 --> 07:38.830
من فعلاً ميخوام تنها باشم

07:46.560 --> 07:48.720
اسهال، ها؟

07:48.720 --> 07:55.150
هي! با شماها هستم، بلند شين برين دنبال آخرين فراري

07:55.150 --> 07:56.560
بله قربان، همين الان

07:56.800 --> 08:00.810
با اين دوتا بايد چيکار کنيم؟

08:00.810 --> 08:04.300
ميخوام يه سري چيزها رو از اونها بپرسم

08:04.300 --> 08:05.860
بفرستينشون اتاق بازجويي

08:06.420 --> 08:09.240
خودم به حسابشون ميرسم

08:09.240 --> 08:10.690
فهميدم

08:17.330 --> 08:19.540
دستيار رئيس شما رو با اونها تنها ميزاريم

08:29.590 --> 08:33.260
...حالا، بياين شروع کنيم

08:36.330 --> 08:37.630
!تو نجاتمون دادي

08:37.630 --> 08:40.470
!از شر شکنجه شدن خلاص شديم

08:41.060 --> 08:43.810
بسيار خوب، حالا بايد چيکار کنيم؟

08:43.810 --> 08:45.110
يعني نميدونين؟

08:45.110 --> 08:48.230
...ما بايد عجله کنيم و

08:48.230 --> 08:50.610
!قبل از اينکه خيلي دير بشه کلاه جان رو نجات بديم

08:50.950 --> 08:52.930
ا-اون رو نجات بديم؟

08:52.930 --> 08:58.510
مگه نشنيدي سربازها چي گفتن؟ اون توسط ماژلان مسموم شده و بعدشم بردنش طبقه پنجم

08:58.510 --> 09:01.030
!کلاه حصيري الان ديگه هيچ شانسي نداره

09:01.030 --> 09:03.220
!اگه بريم دنبال اون کارمون ساخته است

09:03.220 --> 09:06.210
درسته، تو چرا ميخواي بري اون پايين؟

09:06.460 --> 09:09.960
برام اصلاً مهم نيست که مثل يه سگ بميرم، يه اُکمه يا هرچيز ديگه اي

09:09.960 --> 09:16.180
اونجا که کلاه جان و مازلان بودن من رو زندگي خودم شرط بستم

09:17.010 --> 09:21.260
وقتي داشتم فرار ميکرديم، قسم خوردم که بجاي اينکه اينجا بهوده بميرم، فرار کنم

09:21.260 --> 09:31.450
و وقتي که شما جون سالم به در بردين بر ميگردم و شما رو نجات ميدم حتي اگر به قيمت جونم تموم بشه

09:31.770 --> 09:33.920
اصلاً به من ربطي نداره تو قسم يا همچين چيزي خوردي

09:33.920 --> 09:41.210
اما حالا که فرار کردي چرا دوباره ميخواي بري و جون خوت رو به خطر بندازي؟

09:44.130 --> 09:46.190
!واسه اينکه اون دوست منه

09:46.190 --> 09:48.210
!اين تنها دليليه که من بهش نياز دارم

09:49.250 --> 09:51.270
دوستت؟

09:52.780 --> 09:57.520
اگه قرار باشه بريم کلاه چان رو نجات بديم بايد اول يه فکر به حال اون سم بکنيم

09:57.520 --> 09:59.220
خودشه، ما نياز به پادزهر داريم

09:59.220 --> 10:02.510
به دست آوردن همچين چيز با ارزشي فکر نکنم کار آسوني باشه

10:02.510 --> 10:04.020
...تازشم الان ديگه خيلي دير شده

10:04.020 --> 10:05.580
!خــفــه شــيــن

10:05.580 --> 10:09.150
!اين کاريه که بايد انجامش بدم

10:09.530 --> 10:12.860
منتظرم باش، خواهش ميکنم نمير کلاه جان

10:13.450 --> 10:15.070
چي؟

10:15.340 --> 10:20.250
منظور م اينه که... منظورتون چيه؟
يعني شما نميتونين يه پادزهر درست کنين؟

10:20.250 --> 10:27.310
تا حالا هيچ کسي نتونسته بعد از مبارزه با رئيس ماژلان و قرار گرقتن در معرض اون همه نوع سم جون سالم به در ببره

10:27.310 --> 10:34.130
ما شايد بتونيم اثر يکي از اونها رو خنثي کنيم
اما امکان نداره کسي بتونيم واسه همه اون سمها پادزهر درست کنه

10:34.130 --> 10:36.300
واقعاً که شما هم اسم خودتون رو گذاشتين متخصص پزشکي؟

10:36.300 --> 10:38.810
!گرفتين ما رو؟

10:39.860 --> 10:42.620
!حرفهاي من احمق رو جدي نگيرين

10:42.620 --> 10:43.860
!يه چيزه ديگه

10:43.860 --> 10:48.070
تصميم بر اين شده که ما لوفي کلاه حصيري رو زنده به نيرو دريايي تحويل بديم

10:48.070 --> 10:51.850
اگه ما از پادزهز ها شانسي استفاده کنيم فقط اون رو سريعتر به کشتن ميديم

10:51.850 --> 10:54.360
...از اين ميتر سم که اصلاً نتونيم اون رو نجات بديم

10:56.200 --> 11:00.080
!واسه همين بود که گفتم نميتونيم کلاه حصيري رو نجات بديم

11:00.080 --> 11:01.910
هيچ پادزهري واسه اون نيست

11:01.910 --> 11:05.780
!ما ديگه هيچ چاره اي نداريم

11:07.350 --> 11:12.910
!بيا و بيخيال کلاه حصيري شو، بعدشم با همديگه فرار ميکنيم

11:12.910 --> 11:14.560
...راست ميگه

11:15.140 --> 11:17.470
...کي ميدونه شايد اين کار بهتر يباشه

11:17.470 --> 11:21.220
اگه بيش از اين اينجا بمونيم بدنمون بخاطر گرما ذوب ميشه

11:21.480 --> 11:22.990
بيا واقع بين باشيم

11:22.990 --> 11:27.190
هر چقدرم سخت تلاش کني، فکر نکنم کلاه حصيري اونجا هيچ شانسي داشته باشه

11:27.190 --> 11:32.030
اون از همون اولشم آدم نترسي بود که رفت با ماژلان رو در رو شد

11:32.030 --> 11:37.610
فقط يه معجزه ميتونيه اون رو بعد از مبارزه با اون يارو زنده نگه داره

11:38.860 --> 11:39.990
يه معجزه؟

11:43.040 --> 11:47.240
ايول، فقط يه نفره که تو ايمپل دون ميتونه کار ما رو راه بندازه

11:47.240 --> 11:50.590
!ملکه اُکما، ايوا-سان

11:50.830 --> 11:52.940
اون کسايي رو که دکتر جوابشون کرده نجات ميده

11:52.940 --> 11:56.440
و تمام مردم يه کشور رو از دم مرگ نجات داده

11:56.440 --> 12:02.260
!آخرين اُکما افسانه اي، ايوا-سان

12:02.670 --> 12:05.660
!ما بايد بريم هرچه زودتر اون رو پيدا کنيم

12:05.660 --> 12:08.650
ايوا-سان... اون ديگه کيه؟

12:12.660 --> 12:13.780
شما ميخواين برين طبقه پنجم؟

12:14.340 --> 12:16.430
آره، درست فهميدي

12:16.430 --> 12:19.410
من اين دوتا رو محکوم کردم که اون پايين يخ بزنن

12:19.410 --> 12:23.010
چرا ما هم بايد بريم طبقه پنجم؟

12:23.010 --> 12:25.120
چاره ديگه اي نداريم

12:25.120 --> 12:32.620
حتي اگرم سعي ميکرديم نميتونستيم بريم طبقه سوم
ماژلان افراد زيادي رو واسه محافظت از اونجا گذاشته

12:32.620 --> 12:38.630
در حال حاظر امن ترين جا واسه ما هميجا همراه با دستيار رئيس زندان

12:38.630 --> 12:43.550
درسته، اما اون بد جوري گير داده کلاه حصيري رو نجات بده

12:43.550 --> 12:46.450
و نميدوني تا کي جامون پيش اون امنه

12:46.450 --> 12:49.390
درسته، اما فعلاً بايد پيش اون بمونيم

13:01.740 --> 13:03.180
!راه برين

13:03.180 --> 13:04.890
در هر شرايطي، راهي به جزء رفتن نداريم

13:04.890 --> 13:07.130
!منتظرم باش کلاه جان

13:07.130 --> 13:10.960
...اما اين ليست زندانيهاي مربوط به منه

13:10.960 --> 13:13.220
معلوم نيست چه خبره؟

13:13.220 --> 13:14.680
...اِمپوريو ايوان کوو

13:14.680 --> 13:18.570
نام بزرگ ملکه اُکما تو اين ليست خط خورده

13:18.570 --> 13:20.330
يعني ممکنه اون قبلاً آزاد شده باشه؟

13:20.330 --> 13:22.010
يا اينکه محکوم به مرگ شده باشه؟

13:24.740 --> 13:28.440
چرا اين زنداني آزاد شده؟

13:28.440 --> 13:31.150
...ها؟ ايوانکو

13:31.150 --> 13:34.440
...چند سال پيش آزاد شد، ميدوني که

13:35.950 --> 13:37.030
راجب چي داري حرف ميزني؟

13:37.340 --> 13:40.320
فراموش کردين، دستيار رئيس؟

13:40.320 --> 13:45.040
درسته، اون، اون چيزه

13:45.040 --> 13:47.410
ميخوام بدونم شما ميدونين اون چطور آزاد شده؟ بگو بينم

13:47.970 --> 13:49.830
با وجود اين زندانيها...؟

13:49.830 --> 13:51.330
!فقط بگو

13:51.330 --> 13:54.960
زندانيها بعضي وقتها در ايمپل دون ناپديد ميشدن

13:54.960 --> 13:57.200
نه اينکه فرار کنن

13:57.200 --> 14:02.560
زندانيهايي که حتي نميتونستن تکون بخورن بدون کوچکتري ردي ناپديد ميشدن

14:02.560 --> 14:03.930
برده شده توسط شيطان

14:04.660 --> 14:08.890
همه از اين ناپديد شدنهاي غير طبيعي ترسيده بودن

14:09.340 --> 14:12.570
و يه جورايي فکر ميکردن اونها به دنياي شياطين کشيده شدن

14:12.570 --> 14:14.700
بعد از اون بهش گفت برده شدن توسط شيطان

14:15.530 --> 14:17.590
...افراد همينجوري

14:17.590 --> 14:19.070
ناپديد ميشدن؟

14:21.190 --> 14:23.950
آرزو ميکردم هرگز اون داستان رو نشنيده بودم

14:23.950 --> 14:25.920
ميتوني دوباره اون رو بگي

14:25.920 --> 14:27.200
!خيلي سرده

14:27.200 --> 14:29.850
تازه اونها هنوز درها رو هم باز نکردن

14:29.850 --> 14:32.250
حتي با اين همه لباس هم بازم سرده

14:32.250 --> 14:33.640
رسيديم

14:33.640 --> 14:36.350
خيلي مواظب سرما و ارتش گرگها باشين

14:37.710 --> 14:40.940
حالا، طبق معمول وسايلتون رو ميگيرم

14:40.940 --> 14:42.840
ها؟ چيا رو؟

14:43.250 --> 14:45.430
اسلحه ها و کت تون رو

14:45.840 --> 14:46.970
چي؟

14:46.970 --> 14:50.640
پسر، ما اصلاً نميتونيم خودمون رو با شما مقايسه کنيم

14:50.640 --> 14:54.850
شما خودتون گفتين ميخوام برم به زندانيها نشون بدم که دستيار رئيس زندان من هستم

14:54.850 --> 14:59.680
پس شما نيمه برهنه و بدون اسلحه جهنم يخي رو برسي ميکنين

14:59.680 --> 15:03.290
!همه ما نگهبانها واقغاً شما رو تحسين ميکنيم

15:04.450 --> 15:05.880
!چ-؟

15:08.450 --> 15:14.250
والبته، نميزاريم زندانيها هم با لباس گرم اونجا قدم بزنن

15:14.250 --> 15:16.250
کت اون رو بردن

15:17.000 --> 15:18.250
!چــي؟

15:21.630 --> 15:23.690
!الان ديگه مواظب باشين

15:23.690 --> 15:27.700
يادتون باشه، اين بيسيم حلزوني تو سرما کار نميکنه

15:27.700 --> 15:28.890
!مراقب باشين

15:39.250 --> 15:40.710
!چي شد؟

15:41.110 --> 15:55.620
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

15:55.620 --> 15:57.830
!ميگم

16:01.170 --> 16:04.510
زود باش... اين دست بند و پا بندها رو باز کن

16:05.480 --> 16:08.590
...نميتونم تو اين سرما دستهام رو خوب کنترل کنم

16:09.390 --> 16:12.350
!سرده! خيلي سرده، درد داره

16:12.350 --> 16:14.600
!...يه کم ديگه

16:15.790 --> 16:16.900
!بازشون کردم

16:16.900 --> 16:18.930
!موفق شدي دمت گرم

16:22.540 --> 16:24.930
1, 2, 3, 4...

16:24.930 --> 16:28.500
هي، شما که فکر نميکنين اونها ارتش گرگها باشن، مگه نه؟

16:28.500 --> 16:32.580
ميدوني چرا اين جور جونورا تو اون طبقه حيونهاي نفرين شده نبودن؟

16:32.580 --> 16:34.240
نه، چرا؟

16:34.240 --> 16:36.390
...من م-م-م-ميدونم

16:36.390 --> 16:41.080
و-و-واسه اينکه اگه اونها توي طبقه دوم بودن
باسيليسک، ابوالهل و هر حيون ديگي که اونجا بود رو ميخردن

16:41.080 --> 16:42.390
!اونها واقعاً قوي هست؟

16:42.390 --> 16:46.160
پس اين موجودات وحشي سر تا سر اين طبقه هستن؟

16:47.300 --> 16:50.590
اونها اول مجبورمون کردن کت ها و وسايلمون رو تحويل بديم
حالا هم مجبوريم با ارتش گرگها روبرو بشيم؟

16:50.590 --> 16:53.600
...الان ديگه از قبلم بيشتر دارم ميلرزم

16:53.600 --> 16:56.590
!پس بياين خودمون رو واسه مبارزه با اونها اماده کنيم

16:56.590 --> 16:59.140
!ميريم که کلاه جان رو نجات بديم

17:02.750 --> 17:05.900
!نميخوام خورده بشم، لعنتي

17:06.180 --> 17:09.450
!خودتون رو واسه فرار آماده کرده بودين؟

17:17.850 --> 17:21.590
شما خيلي قوي هستين،دقيقاً همونطور که از گارد شيطاني طبقه پنجم انتظار داشتم

17:21.590 --> 17:25.680
اما من نميتونم مثل يه سگ، يه اُکما يا هرچي ديگه اينجا بميرم

17:25.680 --> 17:28.410
!نه تا وقتي کلاه جان رو نجات بدم

17:28.410 --> 17:33.760
چرا يه کم از اُکما رو نشونتون ندم؟

17:33.760 --> 17:37.750
-اُکما کنپو، گم شين

17:41.250 --> 17:44.060
...لعنتي... ن-نميتونم جُم بخورم

17:50.420 --> 17:52.180
!بهت نگفته بودم؟

17:52.180 --> 17:54.980
!از با اون يارو بودن هيچ سود و منفعتي گير ما نمباد

17:54.980 --> 17:59.010
حق با تو بود، حال و روزمون از قبل هم بدتر شد
در واقع تو بدترين وضعيت ممکن گير اُفتاديم

17:59.010 --> 18:01.510
!ما بايد هرچه زودتر راه خروج از اينجا رو پيدا کنيم

18:02.340 --> 18:06.500
اگه زياد يه جا بمونيم ارتش گرگها پيدامون ميکنن

18:08.160 --> 18:12.700
!از جهنم آتشين تا جهنم يخي... واقعاً تحمل ناپذيره

18:12.700 --> 18:16.040
-اينجا خيلي سردتر من

18:16.040 --> 18:18.260
ه-هي! نبايد يه لحظه هم تکون نخوري

18:20.320 --> 18:26.770
بايد همش بدوي و بدوي، با اين کار تمام قدرتمون رو از دست ميديم

18:29.370 --> 18:31.830
اين پايين چرا انقدر سرده؟

18:31.830 --> 18:32.450
...ميتوني دوباره اين رو بگي

18:34.190 --> 18:36.590
شايد اونجا يه کم باد کمتر باشه؟

18:36.590 --> 18:37.320
!بزن بريم

18:37.320 --> 18:38.760
!وايسا

18:50.390 --> 18:55.010
لعنتي... حتي بدون باد هم سرما از پايين وارد سر تا سر بدنم ميشه

18:55.010 --> 18:59.610
اگه اين وضع همينجور ادامه پيدا کنه  تبديل ميشيم به دوتا مجسمه يخي

19:00.570 --> 19:01.940
...همن الانشم داريم ميشيم

19:01.940 --> 19:03.520
تو هيچ فکر به ذهنت ميرسه؟

19:04.040 --> 19:08.700
يادت مياد چطور دو نفر از ما براي فرار کردن از اينجا با هم متحد شدن؟

19:08.700 --> 19:12.000
...آره، واسه بهم پيوستن قدرتهامون

19:12.000 --> 19:14.470
!خوب حالا بايد بدنهامون رو به هم بچسبونيم

19:14.470 --> 19:19.600
درسته! بيا همديگر رو در آغوش بگيريم و همديگر رو گرم کنيم
آقاي نقشه کش

19:19.600 --> 19:24.740
...آفرين

19:27.530 --> 19:31.830
هي، اين که اصلاً هيچ کمکي نميکنه، بدتر حالمون رو هم به هم زد

19:31.830 --> 19:33.550
!موافقم

19:36.060 --> 19:38.520
!تنها راه ما فقط اينکه دنبال راه خروج بگرديم

19:38.520 --> 19:40.220
!موافقم

19:43.760 --> 19:44.680
!چــي؟

19:45.040 --> 19:46.900
!اونها دونبالمون کردن

19:46.900 --> 19:48.600
!تازه الان بيشتر هم شدن

19:51.860 --> 19:53.550
!اگه ميخواين يه نفر رو بخورين، اون خوشمزه تره

19:53.550 --> 19:54.440
!بهتون قول ميدم

19:54.440 --> 19:55.740
!داري چه غلطي ميکني؟

19:55.740 --> 19:58.870
من يه مرد مومي هستم، در هر صورت من بدترين غذا هستم

19:59.790 --> 20:01.220
...اون

20:01.220 --> 20:02.660
!مزش بهتره

20:12.760 --> 20:15.200
...يه هم سلولي غير معمولي اينجا داريم

20:15.200 --> 20:18.760
اونها ميخوان ما موقع مردنش يا همچين چيزي رو ببينيم؟

20:21.500 --> 20:22.690
...درد داره

20:30.850 --> 20:33.400
!بايد برم اِس رو نجات بدم

20:33.810 --> 20:37.560
درست مثل اين ميمونه که يه مورچه بپره وسط يه توفان

20:37.560 --> 20:41.690
ممکنه بدون انجام دادن کوچکترين کاري دخلت بياد

21:21.710 --> 21:24.280
...اِ... اِس

21:42.340 --> 21:44.450
بيخودي خودت رو خسته نکن

21:44.450 --> 21:47.760
بعد از اينکه مسموم شده باشي، ديگه امکان نداره جون سالم بدر ببري

21:47.760 --> 21:51.180
چشمات ممکنه ضعيف شده باشن، اما گوشت هنوز صدام رو ميشنوه، درسته؟

21:51.180 --> 21:53.790
فقط مرگت رو قبول کن

21:53.790 --> 21:55.980
امــکــان نــداره، نــمــيخــوام بــميــرم

21:57.240 --> 21:59.850
...من...مرگ رو قبول نميکنم

21:59.850 --> 22:01.610
!...نه تا وقتي ايس رو نجات ندادم

22:01.610 --> 22:03.970
تو ميخواي يکي ديگه رو نجات بدي؟

22:03.970 --> 22:06.370
تو حتي نميتوني خودت رو نجات بدي، ميدوني که

22:06.370 --> 22:08.640
اون دوست تو هم اينجا زندانيه يا همچين چيزيه؟

22:08.640 --> 22:12.720
چرنده، اينجا تو اين زندان، تو فقط بايد مواظب خودت باشي

22:12.720 --> 22:14.360
...هيچکس نمياد تو رو نجات بده

22:14.360 --> 22:16.080
...هرگز هيچ کس نمياد تو رو نجات بده

22:16.080 --> 22:17.710
ما هم اينجا همه خودمون تنها هستيم

22:18.460 --> 22:22.680
وقتي داري ميفتي تو درياي آتش بايد پشت زندانيهاي ديگه رو بگيري که نيفتي

22:23.130 --> 22:27.960
اگه با اون جونورها روبرو بشي، از هرکسي به عنوان طعمه استفاده ميکني تا از خودت محافظت کني

22:27.960 --> 22:30.270
اگه سعي کني به يه نفر ديگه کمک کني دخلت اُمده

22:30.550 --> 22:34.210
پس ديگه کم ور زيادي بزن که ميخواي يه نفر ديگه رو نجات بدي

22:34.210 --> 22:35.910
تو الان خودت مريض هستي

22:42.430 --> 22:44.400
هي نگاه کنين، يه نفر داره مياد اينطرف

22:44.400 --> 22:47.750
...شبيه يکي از نگهبانها يا کارکنان اينجا نيست

22:49.750 --> 22:50.830
چه بلايي سرش اُمده؟

22:50.830 --> 22:52.040
...لخته

23:05.410 --> 23:08.140
!...کلاه جان... امدم که نجاتت بدم

23:08.590 --> 23:12.100
!...به نام دوستيمون
