WEBVTT

00:00.000 --> 00:14.816
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

03:33.800 --> 03:36.470
لوفي که از بقيه کلاه حصيري ها جدا شده

03:36.480 --> 03:40.390
براي نجات دادن برادرش ايس،وارد بزرگترين زندان دنيا ايمپل داون شد

03:40.400 --> 03:42.190
که توسط نيروي دريايي دستگير شده بود

03:42.200 --> 03:47.190
الان،همراه با جيمبي و کروکدايل،اونها در طبقه چهارم در حال نبرد هستن

03:48.720 --> 03:54.030
!اينجا بزرگترين سنگر جهنمه
هيچ کس نميتونه از اينجا رد بشه

03:54.170 --> 04:03.020
هيچ قيمتي زيادي نيست
هاني بال جدي ميشود

04:08.520 --> 04:12.110
اون کيه؟
چرا در رو اين قدر زياد باز کرده؟

04:12.200 --> 04:15.390
اون هاني باله-جانشين سرپرست اين زندان

04:19.600 --> 04:20.750
شليک کنيد

04:33.920 --> 04:35.590
نگاه کنيد

04:39.200 --> 04:44.710
ما هزارتا تفنگ داريم که شما ها رو توي تور زنداني ميکنه،اونها روي پله هاي طبقه سوم هستن

04:49.120 --> 04:51.710
هيچ راهي براي شما ها نيست

05:00.320 --> 05:03.000
اون خيلي عصباني شده

05:03.000 --> 05:04.950
شايد دوباره يکي مسخرش کرده

05:29.320 --> 05:32.830
اين براي بهتر شدن اينده ي مردم بيگناهِ

05:32.830 --> 05:37.430
تو،بدترين دزد دريايي در تاريخ،کلاه حصيري

05:37.440 --> 05:41.350
من از طرف سرپرست اين زندان مرگ رو به تو تحميل خواهم کرد

05:46.600 --> 05:48.750
اون واقعا تغيير کرده

05:50.600 --> 05:51.630
!از سر راهم برو کنار

05:52.600 --> 05:55.510
!هرگز

05:57.640 --> 05:59.310
!از سر راهم برو کنار

06:06.000 --> 06:07.150
باورم نميشه

06:07.200 --> 06:11.310
هي!اون نيزه رو نگاه کن
اون بلاد ساکره(بلاد ساکر:مکنده خون)؛

06:13.360 --> 06:14.390
توي لعنتي

06:16.520 --> 06:18.790
من رو دست کم نگير

06:19.320 --> 06:21.080
نگاه کن اون واقعا جديه

06:21.080 --> 06:24.110
پس ما ميتونيم روي اون حساب کنيم،چون اون قويه

06:26.120 --> 06:34.230
!هانيا!هانيا!هانيا!هانيا

06:34.520 --> 06:36.430
اينجا چه خبره؟

06:44.760 --> 06:49.240
همون طوري که ميدوني،اين رقص شتاب هانياست:چرخ دوزخي جهنم

06:57.830 --> 07:02.030
اگه تو کنار نري،من خودم مجبورم از سر رام برت دارم،من بايد ايس رو نجات بدم

07:02.360 --> 07:03.710
!خنده داره

07:03.720 --> 07:07.750
اگه من به اين راحتي از راه کنار ميرفتم که ديگه جانشين سرپرست نبودم

07:49.920 --> 07:51.750
ما منتظر شما بوديم

07:52.720 --> 07:55.110
سرپرست ماگِلان،لطفا عجله کنيد

08:05.560 --> 08:08.190
شورشيا کجان؟

08:08.240 --> 08:10.510
اونها رو به روي راه پله طبقه سومن

08:10.520 --> 08:14.790
طرف مقابل طبقه چهارم
ما بايد عجله کنيم

08:15.400 --> 08:21.630
جانشين سرپرست،هاني بال و بقيه الان اونجان تا جلو اونها رو بگيرن

08:22.000 --> 08:23.510
جانشين سرپرست

08:31.000 --> 08:35.830
اين خيلي اسون بود،من جانشين سرپرستِ خوبي نيستم

08:35.840 --> 08:37.950
...اگه اون اينجا بود

08:39.500 --> 08:40.000
دفترِ سرپرست

08:40.000 --> 08:41.950
بيست سال پيش

08:42.840 --> 08:46.310
اين اولين روز من به عنوان زندان بانه

08:46.320 --> 08:48.190
اسم من هاني باله

08:48.600 --> 08:51.190
تو همونطوري که اونها گفتن شبيه يک افعي هستي

08:51.320 --> 08:53.630
چي؟!نه!اين ناراحت کننده است

08:54.000 --> 08:58.790
همونطوري که فکر ميکردم تو تنها کسي هستي که ميتونه حواست به اون باشه

08:58.920 --> 09:00.510
ماگِلان

09:00.600 --> 09:02.630
فهميدم اقا

09:12.160 --> 09:14.430
ماگلان لعنتي

09:14.440 --> 09:17.510
چرا من بايد مأمور طبقه اول بشم؟

09:17.520 --> 09:22.150
بيشترين کاري که ميتونم انجام بدم اينه که حواسم به زنداني هاي تازه وارد باشه

09:22.200 --> 09:23.200
يک زنداني اومده

09:23.200 --> 09:24.510
اه باشه

09:24.720 --> 09:28.710
جايزه اون 50 مليون بلي.يک دزد دريايي خانم اليو

09:28.720 --> 09:32.630
اون مجرم شروريه،حواست رو خيلي جمع کن

09:33.400 --> 09:35.630
اون خيلي به من ميخوره
اوپسس،من نبايد اين رو ميگفتم

09:38.240 --> 09:41.710
خيلي اسون بود،درست مثل بقيه مردها

09:42.360 --> 09:45.190
من بايد همه ي لباس هام رو دربيارم درسته؟

09:45.200 --> 09:47.630
من خجالت ميکشم،ميشه شما روتون رو اونور کنيد؟

09:48.320 --> 09:49.710
!حتماً

09:50.320 --> 09:52.310
هنوز اماده نشدي؟

09:52.360 --> 09:54.510
!هنوز نه

09:55.600 --> 09:56.910
اون چقدر احمقه؟

09:56.960 --> 09:58.550
کاملاً

10:04.440 --> 10:06.430
بزاريد برم

10:07.550 --> 10:09.630
هيچ وقت نبايد حواست پرت بشه

10:10.720 --> 10:16.030
مهم نيست که اينجا طبقه اول يا طبقه ششمه!همه وظيفه ها به يک اندازه مهم هستن

10:16.040 --> 10:21.950
بايد اين رو بفهمي که چه اتفاقي ممکنه بيفته اگه يکي يک اشتباهي بکنه

10:34.160 --> 10:35.510
بزار برم

10:38.000 --> 10:40.950
هنوز تموم نشده

10:50.320 --> 10:52.650
تون نميتوني از اينجا رد بشي

10:52.850 --> 10:54.760
تو نميتوني از اينجا رد بشي

10:54.860 --> 10:56.710
تو نميتوني از اينجا رد بشي

11:05.550 --> 11:08.990
از جانشين سرپرست پيروي کنيد،عقب نشين نکنيد

11:09.200 --> 11:12.310
بريد جلو

11:12.400 --> 11:14.190
!از سر راهم برو کنار

11:16.120 --> 11:18.310
من ميخوام ايس رو نجات بدم

11:41.200 --> 11:44.350
که چي؟هنوز تمون نشده؟

11:45.520 --> 11:47.630
از سر راهم برو کنار

11:53.600 --> 11:54.590
تو

11:54.600 --> 11:57.590
تو نميتوني رد بشي

12:07.840 --> 12:10.110
صبر کن

12:10.160 --> 12:12.430
اينقدر من رو اذيت نکن

12:12.440 --> 12:14.990
لعنتي!من بايد عجله کنم تا سر وقت برسم

12:23.240 --> 12:25.830
تو نميتوني از ايـــــنجا رد بشي

12:29.600 --> 12:31.310
تو سلطان ديارِها

12:31.320 --> 12:34.390
چرا به جاي کلاهت يک دونه صندلي دستشويي نميزاري روي سرت؟

12:34.520 --> 12:36.990
بيشتر از سي دقيقه است که داره همينطوري فحش ميده

12:37.160 --> 12:39.350
اون کاپيتان باگي ماست

12:39.520 --> 12:43.590
مامانت با نافش مثل يک دکمه است

12:45.600 --> 12:48.310
ديگه فحش ندارم که بگم

12:48.320 --> 12:51.910
ديگه نميتونم بيشتر از اين از خودم چيزي بگم

12:52.120 --> 12:54.150
تو حالت خوبه؟

12:56.120 --> 13:01.030
ماگلان يک جورايي قويه،نه؟
بيخيال من رفتم حمام

13:01.320 --> 13:02.790
.........نگو

13:02.920 --> 13:05.550
کاپيتان باگي بازم اسهال گرفته؟

13:07.320 --> 13:10.230
نه فقط ميخوام برم دستشويي

13:10.400 --> 13:12.950
پس،ما هم بات ميايم

13:24.200 --> 13:26.190
بايد چي کار کنم؟

13:26.200 --> 13:30.910
اگه هيچ اتفاقي نيفته،ما نميتونيم از اينجا فرار کنيم و شهرتم از بين ميره

13:30.920 --> 13:33.230
بايد ي کاري بکنم

13:57.800 --> 14:00.310
چه قلعه اشغالي

14:01.640 --> 14:05.630
اصلا نتونست کمکي بکنه که اونها از سرنوشتشون جلوگيري بکنن

14:06.120 --> 14:07.910
(آزاد سازي)

14:16.170 --> 14:30.620
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

14:34.760 --> 14:37.950
چه دستشويي رفتنِ طولانيي

14:39.000 --> 14:41.590
!کاپيتان باگي،يک خبر مهم

14:41.680 --> 14:43.350
چي شده؟

14:44.840 --> 14:46.390
...ديوار

14:46.400 --> 14:47.790
!خراب شده...

14:49.400 --> 14:51.230
چي گفتي!؟

14:52.120 --> 14:54.190
چي شد؟

14:55.080 --> 14:58.150
اره واقعا خراب شده

15:00.480 --> 15:04.310
مثل اينکه بالاخره حملات من نتيجه داد

15:04.400 --> 15:06.670
حتما اين باعث جنگ ميشه

15:06.800 --> 15:11.030
هان،پس تو در واقع داشتي اون زهر رو با زبان زهر آگين خودت معالجه ميکردي

15:11.160 --> 15:12.910
دستشويي رفتن هم قسمتي از معالجه بود؟

15:13.000 --> 15:15.790
!چه با حال
من ميدونستم تو کارت خيلي درسته

15:16.480 --> 15:19.630
نه،اين اصلا جور در نمياد

15:19.760 --> 15:23.710
خوب!فعلا که مانع از سر راهمون کنار رفته

15:23.720 --> 15:27.710
همه از دستورات من اطاعت کنين

15:31.760 --> 15:34.790
ديگه بس کن
از سر راهم برو کنار

15:34.840 --> 15:36.390
نه،نميرم

15:36.520 --> 15:37.840
گفتم از سر راهم برو کنار

15:37.840 --> 15:40.070
نه،نميزارم حتي ي قدم ديگه هم بري جلو

15:40.160 --> 15:42.070
وقت زيادي ندارم

15:42.080 --> 15:44.630
!گفتم از سر راهم برو کنار

15:53.000 --> 15:55.910
!من...من بايد ايس رو نجات بدم

16:00.920 --> 16:03.790
"ميخوام برادرم رو نجات بدم؟"

16:03.800 --> 16:06.830
شما فقط اشغالها و پسمونده هاي جامعه هستين

16:14.080 --> 16:18.270
شما شورشي ها و دزداي دريايي که چيزي غير از بدنامي و ننگ گيرتون نمياد

16:19.400 --> 16:23.390
جانشين سرپرست،هاني بال
نايست!به خودت فشار نيار

16:24.360 --> 16:27.270
وقتي شما روي درياها هستيد

16:27.280 --> 16:31.990
مردم حتي شبها نميتونم از ترس از دست دادن چيزهايي که دوستشون دارن بخوابن

16:32.000 --> 16:38.910
به همين خاطرِ که ما اين مجرمهاي شرور رو اينجا نگه داشتيم،تا اونها احساس امنيت بکنن

16:38.920 --> 16:42.030
اينجا دژ بزرگ جهنمه

16:42.040 --> 16:46.750
اگه ما بزاريم که زنداني ها از اينجا بيرون برن،جهان پر از وحشت و هيا هو ميشه

16:46.760 --> 16:49.550
...پس،همونطور که گفتم
حتي نميذارم که

16:49.560 --> 16:51.990
!يک قدم ديگه جلوتر بري....

16:53.160 --> 16:54.310
جانشين سرپرست

17:12.520 --> 17:15.590
!تنها چيزي که براي من مهمه نجاتِ ايسه
پس فقط برو کنار

17:16.600 --> 17:18.990
....تو خنگتر از اوني هستي که بفهمي

17:20.840 --> 17:23.910
جانشين سرپرست،کمک کنيد

17:28.840 --> 17:30.950
هي،شماها چتون شد؟

17:31.040 --> 17:32.950
!بسه

17:36.640 --> 17:40.830
اين همه دعوا سر و درست و غلط بودن

17:40.840 --> 17:43.510
تو ميتوني همه ي دنيا رو بگردي

17:44.720 --> 17:47.790
ولي بازم جوابش رو پيدا نميکني

17:47.800 --> 17:49.670
!پس،ساکت باش

18:01.680 --> 18:04.030
!من اون رو توي جايا ديدم

18:16.960 --> 18:19.870
!واو،واو

18:19.880 --> 18:23.790
چه جالبه که همه ي اين چهره ها رو با هم ميبينيم

18:25.000 --> 18:28.590
مثل اينکه شما داشتيد ي کارايي ميکرديد

18:30.040 --> 18:33.790
تيچي!تو ديگه براي چي اينجايي؟

18:35.110 --> 18:38.750
يا شايد الان بايد صدات بزنيم «بلک بِرد»؟

18:40.320 --> 18:42.190
!جيمبي

18:43.160 --> 18:48.030
!هي،اين اصلا خوب نيست
چرا يکم اون مشت گره کردت رو شلتر نميکني؟

18:48.040 --> 18:51.430
!اه اره
تو به ايس خيلي نزديک بودي،نه؟

18:51.440 --> 18:55.590
اما من اون کسي نيستم که بايد سرزنش بشه

18:59.560 --> 19:01.070
!بلک بِرد

19:02.080 --> 19:04.910
من دارم دنبال مردي ميگردم

19:06.160 --> 19:07.750
اسمش بلک بِردِ

19:08.000 --> 19:11.110
....روياي ادما

19:11.110 --> 19:12.990
!هيچ پاياني نداره...

19:13.400 --> 19:15.790
...من شنيدم يک دزد دريايي به اسم بلک برد

19:15.800 --> 19:20.590
با شکست دادن ايس اتشين فرمانروا شده

19:24.240 --> 19:25.430
...بلک برد

19:28.960 --> 19:30.590
...پس تو

19:35.520 --> 19:36.590
...پس تو

19:37.840 --> 19:39.390
تو بلک بردي؟...

19:39.560 --> 19:43.630
هاه،اره،يادم نمياد بهت اسمم رو گفته باشم

19:45.920 --> 19:48.390
!خيلي وقته که نديدمت،کلاه حصيري

19:49.320 --> 19:54.990
من تعجب کردم وقتي شنيدم که تو برادر فرمانده ايسي

19:55.800 --> 19:59.310
تو نبايد الان اونجا باشي،زمانت داره از دست ميره

19:59.320 --> 20:03.150
مراسم اعدام برادرت در بين عموم مردم

20:08.160 --> 20:15.800
اين طور که من فهميدم کسي که فرمانرواي قبلي،کرو کدايل رو شکت داده تو بودي،هاه؟

20:15.900 --> 20:18.710
!لوفي کلاه حصيري

20:20.080 --> 20:24.590
...در ي همچين زماني،من ميخواستم که جاي فرمانروا رو بگيرم پس

20:24.600 --> 20:30.030
کشتن تو بهترين راه براي نشون دادن قابليت هاي من به حکومت بود

20:36.560 --> 20:40.270
!تيچي،اين صحبتهاي بيهوده رو تموم کن

20:40.280 --> 20:45.830
تو بايد قوانين رو بدوني
زنده موندن به وسيله کشتن ديگران

20:46.000 --> 20:50.870
ديگه دوره وايت برد تموم شده
!من پادشاه دزدان دريايي بعدي ميشم

20:50.880 --> 20:57.500
براي شروع،من ميخوام لوفي کلاه حصيري رو که الان در شهر واتر سونِ رو بکشم،به عنوان ي هديه براي حکومت

20:59.200 --> 21:02.350
لوفي؟تو الان چي گفتي؟

21:02.640 --> 21:05.270
اه!تو ميشناسيش!؟

21:05.440 --> 21:08.630
پس يک دليل ديگه اي هم اضافه شد که من نميتونم بزارم تو ازادانه از اينجا بري

21:08.640 --> 21:10.430
!اون برادر منه

21:11.350 --> 21:16.070
!اما سرنوشت بجاش تو رو نجات داد

21:16.600 --> 21:21.670
ايس که به خاطر جنايت روي کشتي وايت برد دنبال من بود

21:21.680 --> 21:24.150
!برادر تو شد

21:24.160 --> 21:28.470
وقتي که اون با ما رو به رو شد،ما ميخواستيم که برادرش رو بکشيم

21:28.480 --> 21:30.830
و اون به همين خاطر ديگه عقب نشيني نکرد

21:33.200 --> 21:38.390
اگه من تسليم قدرت تو بشم،ديگه دليلي نداره که به خودم بگم  مرد

21:38.800 --> 21:42.270
من هيچ وقت افسوس هيچ چيزي رو توي زندگيم نميخورم

21:42.520 --> 21:44.470
ميفهمي،احمق؟

21:47.680 --> 21:51.790
روشنايي يا تاريکي،فقط يکيشون ميتونه برنده باشه

21:52.400 --> 21:56.190
من وايت برد رو پادشاه ميکنم

22:08.200 --> 22:09.870
فهميدي؟

22:09.880 --> 22:14.430
اگه اون ميزاشت که ما بريم،نه تنها باعث ننگ وايت برد ميشد بلکه

22:14.440 --> 22:18.150
بلکه اون با اين کارش باعث کشته شدن برادرش هم ميشد

22:18.400 --> 22:22.390
سرنوشت اتفاقي نيست،يعني

22:23.350 --> 22:27.630
...اره،تو خيلي خوش شانسي

22:28.600 --> 22:32.350
کاپيتان ما فرمانروا شد و اسم و رسمي براي خودش ساخت

22:32.350 --> 22:34.750
!پس تو الان براي ما ديگه هيچ استفاده اي نداري

22:37.600 --> 22:40.790
!برادر تو با شجاعت جنگيد

22:42.240 --> 22:46.230
سر قبرش بهش احترام بزار

22:47.600 --> 22:51.590
اگه اون اين کار رو نميکرد،کسي که الان کشته ميشد

22:51.600 --> 22:54.390
تو بودي،کلاه حصيري

22:57.760 --> 22:59.950
...پس چرا

22:59.960 --> 23:01.790
الان من رو نميکشي؟
