1
00:00:00,000 --> 00:00:14,816
« آوا مووی تقدیم میکند »
[ AvaMovie.in ]

2
00:03:33,720 --> 00:03:36,510
لوفي که از بقيه کلاه حصيري جدا شده

3
00:03:36,510 --> 00:03:41,220
داره به سمت نيوي اچ کيو ميره تا برادرش ايس که در شُرُفِ اعدام شدنه رو نجات بده

4
00:03:41,860 --> 00:03:44,930
....در همين بين،بقيه ي کلاه حصيري ها

5
00:03:55,240 --> 00:03:57,230
حالا ميخوايم به يکم عقب تر برگرديم

6
00:03:58,100 --> 00:04:02,510
به طور غير منتظرانه،همون طور که ديديم زوري در جايي فرود اومد که پرونا هم اونجا بود

7
00:04:07,620 --> 00:04:10,280
اين خيلي بده....من بايد عجله کنم

8
00:04:15,670 --> 00:04:20,310
ممکنه اون شمشير زنِ بي مصرف کجا رفته باشه؟

9
00:04:35,200 --> 00:04:37,170
!لعنت

10
00:04:37,170 --> 00:04:41,080
اون اتاقي که من توش خوابيده بودم کجاســت پس؟

11
00:04:46,010 --> 00:04:48,330
اين ديگه چه جورشه،چه قدر پيچ در پيچه!؟

12
00:04:49,100 --> 00:04:50,480
يعني اونجاست؟

13
00:05:01,490 --> 00:05:04,100
من دارم چي کار ميکنم؟

14
00:05:09,270 --> 00:05:11,390
...من ميخواستم فقط يکم خودم رو سرگرم کنم

15
00:05:11,390 --> 00:05:15,680
و بزارم بعد از اينکه شمشيراش رو پيدا کرد با موج هاي منفي خودم اون رو به قعرِ نا اميدي بفرستم

16
00:05:15,680 --> 00:05:18,280
...حتي بهش هم گفتم که شمشيرهاش کجا گذاشته بودن

17
00:05:18,600 --> 00:05:20,490
اون دو روز متوالي که داره همش اين اطراف ميدوه

18
00:05:23,270 --> 00:05:27,260
چرا نميتونه پيداشون کنه،با اين وجود که من حتي بهش ادرس دقيقشون رو دادم

19
00:05:32,640 --> 00:05:35,500
تو ديگه اينجا چي کار ميکني؟
نکنه بازم ميخواي از قدرت ميوه ي شيطانيت استفاده کني؟

20
00:05:36,230 --> 00:05:39,380
چي داري ميــگي؟
سعي نکن که تخسيرا رو بندازي گردن من

21
00:05:39,680 --> 00:05:42,760
تو فقط گم شدي،همين

22
00:05:42,760 --> 00:05:48,420
من که بهت گفتم،اگه از پله ها بري بالا،وقتي رسيده بالا اتاقي که پشتت بهشه همون اتاقيه که شمشيرات توش هستن

23
00:05:48,420 --> 00:05:51,010
اخه چطور ممکنه که گم شده باشي؟

24
00:05:51,010 --> 00:05:54,080
!خفه شو
!ادرس دادن تو گيج کننده بود

25
00:05:54,080 --> 00:05:56,730
!اصلا هم تقصير من نيست

26
00:05:56,730 --> 00:05:58,490
تو يک خيال پردازي،درسته؟

27
00:05:59,070 --> 00:06:00,150
!اونها دقيقا اونجان

28
00:06:00,150 --> 00:06:03,530
واقعا،اخه چطور ممکنه که تو اشتباه رفته باشي؟

29
00:06:04,620 --> 00:06:08,930
تو يک ادم رقت انگيز شدي از اون وقتي که من شمشيرات رو ازت گرفتم،ميدونستي؟

30
00:06:09,460 --> 00:06:13,340
وقتي من تو رو ميبينم که اين طوري شدي احساس ميکنم که الانه که قلبم بشکنه

31
00:06:16,920 --> 00:06:17,960
!من خيلي برات متأسفم

32
00:06:17,960 --> 00:06:19,800
تو ديگه داري براي چي گريه ميکني!؟

33
00:06:21,560 --> 00:06:24,050
!يک روزي،يک اتفاقِ خوبي براي تو ميفته

34
00:06:26,640 --> 00:06:28,010
تلاشت رو بکن و دووم بيار

35
00:06:28,010 --> 00:06:29,970
! تنــــــــهام بزار

36
00:06:33,070 --> 00:06:34,720
بيا برشون دار

37
00:06:34,720 --> 00:06:35,940
خوب الان ميخواي چه بازي در بياري؟

38
00:06:37,690 --> 00:06:39,400
نميخوام هيچ بازي دربيارم

39
00:06:39,780 --> 00:06:44,870
حتي اگه شمشيرات رو پس بگيري،من يک روحم،پس هيچ کدوم از حمله هاي تو نميتونه روي من اثري بزاره

40
00:06:44,870 --> 00:06:47,370
اون ضربات همه از توي من رد ميشن

41
00:06:47,370 --> 00:06:50,750
يک شمشير زن مثل تو براي من هيچي نيست و من راحت شکستش ميدم

42
00:06:50,750 --> 00:06:53,870
در کنارش،من احتياجي به پيشخدمتي که خوشگل نباشه هم ندارم

43
00:07:00,010 --> 00:07:03,290
ميتونه اين طور فکر کنه که من شمشيراش رو بدون دليل بهش برگردوندم

44
00:07:03,290 --> 00:07:06,920
اگه من ازش استفاده کنم،ميتونم به ثريلر بارک برگردم

45
00:07:06,920 --> 00:07:11,410
اون که اصلا مغز نداره،من ميتونم به راحتي هر کاري باهاش بکنم

46
00:07:11,410 --> 00:07:16,940
من مجبورش ميکنم کار بکنه،هي برام کار بکنه،و وقتي که کارام تموم شد من فقط توي اين جزيره ولش ميکنم و ميرم

47
00:07:17,750 --> 00:07:18,860
!نقشه بدي نيستــا

48
00:07:25,550 --> 00:07:28,910
!لعنت!در رفت

49
00:07:29,950 --> 00:07:32,950
يعني اون شمشير زنِ بي مصرف کجا رفته؟

50
00:07:39,380 --> 00:07:41,450
من خيلي براي لوفي بقيه نگرانم

51
00:07:41,450 --> 00:07:44,160
من بايد هر چه سريعتر به جزاير شابودي برگردم

52
00:07:44,750 --> 00:07:46,840
موندم که ايا اونها هم سالمن يا نه؟

53
00:07:47,270 --> 00:07:50,480
همه،فقط به اين فکر باشيد که فرار کنيد

54
00:07:51,110 --> 00:07:52,680
...همين حـــالا

55
00:07:53,040 --> 00:07:54,640
....ما نميتونيم

56
00:07:54,640 --> 00:07:55,980
از پس اونا بر بيايم

57
00:08:06,270 --> 00:08:10,030
من نميتونم وقت بيشتري اينجا تلف کنم

58
00:08:22,310 --> 00:08:23,000
اوناهاشش

59
00:08:23,950 --> 00:08:27,470
...مثل اينکه من قبلا اينجاها بودما،ولي فکر کنم نبودم

60
00:08:30,350 --> 00:08:31,340
!فهميدم

61
00:08:33,040 --> 00:08:36,100
احتمالا من قبلا يک قصر شبيه به اين رو ديدم،به همين خاطر الان گيج شدم

62
00:08:38,100 --> 00:08:41,880
نه،اين نيست احمق!من واقعا نميتونم باور کنم که تو اينقدر حس جهت يابيت افتضاح باشه

63
00:08:44,970 --> 00:08:47,690
...واقعا نميشه باور کرد که من چقدر ادم خوبي شدم

64
00:08:47,990 --> 00:08:51,250
...من واقعا دارم اون رو به سمتِ قلعه راهنمايي ميکنم

65
00:08:51,250 --> 00:08:54,460
خوب.حالا هرچي،من با احترام به اونجا راهنماييش ميکنم بعد وقتي رسيديم اونجا مثلِ سگ ازش کار ميکشم

66
00:08:54,460 --> 00:08:56,450
مطمئني از اين طرفيه؟

67
00:08:56,450 --> 00:08:59,820
اوني که حرف ميزنه تويي!اره،من مطمئنم

68
00:08:59,820 --> 00:09:03,950
فقط به طرفي که من ميگم برو و ديگه اصلا نميخواد نگران بقيه اش باشي

69
00:09:03,950 --> 00:09:05,170
واقعا؟

70
00:09:08,740 --> 00:09:11,380
چــــــــي!؟چرا داري از يک طرف ديگه ميري پس؟

71
00:09:11,380 --> 00:09:12,980
هاه؟اه،از اين وريه؟

72
00:09:12,980 --> 00:09:15,380
دارم بهت ميگم که از اون ور نيست ديگه،اي شمشير زن احمق

73
00:09:15,380 --> 00:09:16,120
چي!؟

74
00:09:16,120 --> 00:09:19,360
چرا تو نميتوني فقط از اون طرفي که من ميگم بري!؟

75
00:09:19,360 --> 00:09:21,820
!تو بايد بهتر راهنمايي کني

76
00:09:21,820 --> 00:09:24,410
اخه چطوري اين ميتونه تقصير من باشه!!!؟؟؟

77
00:09:26,870 --> 00:09:29,990
...حتي فقط با اين يارو بودنم من رو خسته کرده

78
00:09:32,270 --> 00:09:33,740
چي شده؟

79
00:09:34,450 --> 00:09:36,510
تو داري پرواز ميکني،ولي خست شدي؟

80
00:09:37,530 --> 00:09:39,280
همش تقصيره توئه

81
00:09:39,280 --> 00:09:40,330
چه طوري اخه؟

82
00:09:40,330 --> 00:09:44,000
مهم نيست،من از همين حرف زدن با تو خسته شدم

83
00:09:44,340 --> 00:09:46,410
من اين درخت رو يادم مياد

84
00:09:46,410 --> 00:09:48,180
!خـــفه شـــــو

85
00:09:55,930 --> 00:09:56,720
اين ديگه چي بود؟

86
00:09:57,820 --> 00:10:00,250
!ممکنه که يکي ديگه هم به اينجا فرستاده شده باشه

87
00:10:00,250 --> 00:10:02,440
فکر کنم بهتره يک نگاهي بندازم

88
00:10:03,900 --> 00:10:05,610
هي،کجا داري ميري؟

89
00:10:05,940 --> 00:10:10,910
من از کمک کردن به يک اسباب بازي خسته کننده و دردسر مثل تو خسته شدم

90
00:10:12,710 --> 00:10:15,160
تو ميتوني براي بقيه ي عمرت توي اين جزيره سرگردان باشي

91
00:10:17,280 --> 00:10:19,370
متعجبم که چه جور ادمي ميتونه باشه؟

92
00:10:19,370 --> 00:10:21,680
من خيلي اميدوارم که اين دفعه يک ادمِ زيبا باشه

93
00:10:26,980 --> 00:10:28,630
هي.تو خيلي ديراومدي

94
00:10:30,500 --> 00:10:33,130
چچچچچرا تو اينجايي!؟

95
00:10:33,130 --> 00:10:37,040
چرا،چرا ميپرسي؟مگه قلعه از اين وري نبود؟

96
00:10:37,040 --> 00:10:39,430
پس تو واقعا يک ادمِ خيال پردازي،هان؟

97
00:10:39,820 --> 00:10:41,370
!باور نکردنيه

98
00:10:42,350 --> 00:10:46,940
يعني اون واقعا ادمِ فوق العاده ايه؟

99
00:11:09,260 --> 00:11:11,670
...اون درخت...برشها تازه ان

100
00:11:12,370 --> 00:11:15,840
من خيلي نا اميد شدم...ما فقط صداي افتادن يک درخت رو شنيديم؟

101
00:11:16,460 --> 00:11:18,610
اين طور که معلومه کسي به اينجاها فرستاده نشده

102
00:11:19,200 --> 00:11:22,160
يعني اينکه من بايد با اين يارو باشم همش/

103
00:11:22,750 --> 00:11:27,630
هنوز هم جوّ اينجا مثل ميدانِ جنگ ميمونه...من احساس ميکنم که قراره ذوب بشم

104
00:11:31,240 --> 00:11:35,290
ممکنه اون درخت به وسيله يکي از ارواح شيطاني بازمانده توي زمين قطع شده؟

105
00:11:36,460 --> 00:11:38,490
..من که نميدونم

106
00:11:46,710 --> 00:11:48,740
هي!داري کجا ميري؟

107
00:11:48,740 --> 00:11:49,990
!هي

108
00:12:19,790 --> 00:12:21,000
...اين

109
00:12:22,020 --> 00:12:23,540
يک قبره،هان؟

110
00:12:23,540 --> 00:12:25,370
کي ممکنه اين رو ساخته باشه؟

111
00:12:25,870 --> 00:12:28,310
اين فقط يک تيکه از  درختي بزرگه

112
00:12:28,310 --> 00:12:30,550
هر چي باشه واقعا کارِ تحسين بر انگيزيه

113
00:12:30,550 --> 00:12:33,090
در هر صورت،واقعا خيلي بزرگه

114
00:12:35,690 --> 00:12:38,290
بازم اومدش...يکي اينجاست من مطمئنم

115
00:12:54,180 --> 00:12:54,940
!...سريعه

116
00:13:12,590 --> 00:13:14,960
!چي؟اون دفعش کرد

117
00:13:15,460 --> 00:13:17,210
!هي!مراقب باش

118
00:13:39,610 --> 00:13:41,780
!... اين ياروها

119
00:13:48,090 --> 00:14:02,090
« ارائه شده توسط وب سایت آوا مووی »
[ AvaMovie.in ]

120
00:14:03,420 --> 00:14:07,440
جزيره ناماکورا،پادشاهي فقيران،هاراهِتِّرنيا

121
00:14:07,880 --> 00:14:11,950
اينجا همون جايي که مردم محلي بروک رو با پادشاه اهريمنها ساتان اشتباه گرفتن

122
00:14:21,970 --> 00:14:25,030
....چه صبح دلپذيريه

123
00:14:27,850 --> 00:14:29,160
...لوفي سان

124
00:14:32,460 --> 00:14:37,040
من متعجبم که يعني همه ي شما حالتون خوبه و داريد به خورشيد نگاه ميکنيد؟

125
00:14:38,310 --> 00:14:40,460
نه،من مطمئنم همشون دارن بهش نگاه ميکنن

126
00:14:40,880 --> 00:14:44,010
به اين خاطر که هر چقدر هم که شب عميق باشه،در اخر هميشه به روز تبديل ميشه و بعدش روز ميشه

127
00:14:44,990 --> 00:14:49,680
تا اون موقعي که ما زنده باشيم،مطمئنم که دوباره همديگه رو ميبينيم

128
00:14:59,010 --> 00:15:04,610
در هر صورت،من بايد بگم که...اين جزيره واقعا خيلي خراب شده ها

129
00:15:04,610 --> 00:15:08,530
...من وقتي توي اون اتاق بودم...اصلا متوجه اين نشدم،اما

130
00:15:09,030 --> 00:15:12,370
اونجا يک مراسم قرباني بود که به نظر ميرسيد براي پرستش يک چيزي بود

131
00:15:12,370 --> 00:15:15,610
با پارچه هاي و پستر هاي عجيب غريبي که روي ديوار  بود

132
00:15:15,610 --> 00:15:18,790
و همه ي اون چيزهاي وحشتناکي که به ديوار اويزون کرده بودن

133
00:15:18,790 --> 00:15:23,300
و اون چيزايي که روي زمين گذاشته بودن همه يک جورايي وسيله هاي شيطاني بودن؟

134
00:15:24,400 --> 00:15:28,210
حالا که بهش فکر ميکنم،همه ي اينا يک جورايي عجيب غريبنا

135
00:15:28,210 --> 00:15:30,470
بيدار شديد؟

136
00:15:30,830 --> 00:15:37,150
ما براتون يکمي صبحونه جمع کرديم و داشتيم براتون مي اورديمشون به اتاقتون

137
00:15:38,030 --> 00:15:40,150
اين براي منه؟

138
00:15:40,150 --> 00:15:42,230
بله همينطوره

139
00:15:44,360 --> 00:15:47,020
!شما واقعا ادمهاي بخشنده اي هستيدا

140
00:15:47,020 --> 00:15:48,450
...که براي يک غريبه اي مثل من غذا جمع کرديد

141
00:15:48,450 --> 00:15:51,450
!اه،يادم رفت که خودم رو معرفي کنم

142
00:15:51,450 --> 00:15:55,080
من رهبر اين سرزمينم،پِکّوري

143
00:15:55,370 --> 00:15:58,960
پکوري سان،من محبت هاي شما رو ميپذيرم

144
00:16:05,510 --> 00:16:06,800
...خانم جوان

145
00:16:11,770 --> 00:16:15,550
ميتونم لباس زيرتون رو ببينم؟

146
00:16:15,550 --> 00:16:17,070
چي!؟

147
00:16:17,070 --> 00:16:21,110
!اون لباس زير ميخواد!يالابش نشون بدين لباس زيراتون رو

148
00:16:23,520 --> 00:16:28,150
اه نه!ميدوني...من در حقيقت..راجع به لباس زير مردا نميگفتم

149
00:16:28,150 --> 00:16:32,030
بفرماييد،هر چه قدر دوست داري نگاش کن

150
00:16:33,490 --> 00:16:34,990
اين ديگه چــــــــيه؟؟

151
00:16:35,770 --> 00:16:41,130
غذاي خوبي بود،ديگه کاملا شکمم پر شد و ديگه به سختي ميتونم حرکت کنم

152
00:16:42,940 --> 00:16:46,840
!با اين وجود که من شکمي ندارم که بخواد چيزي توش جمع بشه

153
00:16:50,390 --> 00:16:53,110
اون غذا به اندازه ي غذاي يک هفته بود

154
00:16:53,110 --> 00:16:55,010
ما مجبوريم که تحمل کنيم

155
00:16:55,730 --> 00:17:00,520
اه،ساتان ساما؟چه چيزي از ما ميخوايد؟

156
00:17:01,880 --> 00:17:03,860
ميخواستم اگه بشه هر چه سريعتر برم به دريا

157
00:17:04,410 --> 00:17:05,780
.لطفا يک کشتي به من بديد

158
00:17:05,780 --> 00:17:09,560
امکان نداره!ما شما رو رنجونديم؟؟

159
00:17:09,560 --> 00:17:10,780
...اه،نه

160
00:17:11,700 --> 00:17:14,830
هي،همتون!لباس زير بعد از غذاتون رو نشونش بدين

161
00:17:14,830 --> 00:17:16,900
!بابا ديگه لباس زير بسه-ووووااا

162
00:17:19,660 --> 00:17:22,090
يعني ديگه لباس زير دوست نداري؟

163
00:17:22,620 --> 00:17:25,040
نه...مشکل اين نيست

164
00:17:25,660 --> 00:17:31,270
من بايد هر طور شده برگردم پيش دوستام

165
00:17:31,270 --> 00:17:32,270
برگردي؟

166
00:17:32,270 --> 00:17:32,930
دقيقا

167
00:17:32,930 --> 00:17:34,970
هر طوري که شده؟

168
00:17:34,970 --> 00:17:38,350
دقيقا،من متأسفم که باعث دردسرتون شدم

169
00:17:40,710 --> 00:17:42,330
!ديگه تموم شد

170
00:17:42,880 --> 00:17:47,530
اگه لباس زير ديگه کار نميده،پس ما ديگه نميتونيم شما رو متوقف کينم ساتان ساما

171
00:17:47,870 --> 00:17:50,170
!ديگه کارِ اين پادشاهي تمومه

172
00:17:50,580 --> 00:17:55,140
...حالا که اين طور شد،ما ديگه هيچ راهي نداريم به غير از اينکه همه با هم مرگ رو قبول کنيم

173
00:17:55,490 --> 00:17:57,250
!ل-ل-لطفا صبر کنيد

174
00:17:57,250 --> 00:17:58,590
!اروم باشيد

175
00:17:58,590 --> 00:17:59,690
چي؟

176
00:17:59,690 --> 00:18:03,260
خوب،به نظر ميرسه که داستان پيچيده اي پشت همه ي اين قضايا باشه

177
00:18:03,260 --> 00:18:09,710
شما همتون به من ميگيد ساتان،و ديروز هم من به نظرم رسيد که انگار يک چيزايي درباره يک قبيله شنيدم

178
00:18:10,300 --> 00:18:13,390
ميشه جزئياتش رو بهم بگيد؟

179
00:18:17,850 --> 00:18:23,700
براي مدت زمان زيادي اين پادشاهي تحت استعمار قبيله لانگ هند بود

180
00:18:23,700 --> 00:18:26,360
نه تنها اونها تموم پول و غذاي ما رو گرفتند بلکه

181
00:18:26,360 --> 00:18:31,270
زن ها و مرداي با مهارت ما رو هم ربودن

182
00:18:31,270 --> 00:18:34,400
همينطور که ميبينيد،اين پادشاهي خيلي صدمه ديده

183
00:18:34,400 --> 00:18:37,160
ما همه داريم از فقيري رنج ميبريم

184
00:18:37,990 --> 00:18:39,760
...پس اون غذايي که به من داديد

185
00:18:39,760 --> 00:18:45,340
من شرمنده ام که اين رو ميگم اما با سختي هر چي غذا داشتيم جمع کرديم و داديم به شما

186
00:18:45,340 --> 00:18:46,210
...اه نه

187
00:18:46,210 --> 00:18:50,200
براي همين تلاش کرديم که از اين وضعيت نا اميد کنندمون بيرون بيايم

188
00:18:50,200 --> 00:18:56,040
...ما همينطور شروع کرديم دعا کردن به درگاه خداهاي مختلف

189
00:18:56,040 --> 00:19:00,570
تنها اين نبود،ما حتي به کساني که مهارت ارتباط با روح رو در کشورهاي همجوار داشتن هم رجوع کرديم

190
00:19:00,570 --> 00:19:03,440
براي اينکه بتونيم دشمنانمون رو عذاب بديم و دشمنانمون رو بکشيم

191
00:19:03,440 --> 00:19:05,060
چي!؟

192
00:19:05,060 --> 00:19:09,490
حتي اونها هم نتيجه ندادن،تا اينکه ما ديگه چاره اي نداشتيم و تصميم گرفتيم از جادوي سياه استفاده کنيم

193
00:19:09,490 --> 00:19:15,420
و در اخر موفق شديم شما رو ساتان ساما يعني پادشاه اهريمنان رو احضار کنيم

194
00:19:15,420 --> 00:19:19,910
!ساتان ساما،شما اميد اخر مايين

195
00:19:19,910 --> 00:19:23,290
!لطفا عذابتون رو بر قبيله ي لانگ هند نازل کنيد

196
00:19:23,690 --> 00:19:25,120
!بهتون التماس ميکنم

197
00:19:25,120 --> 00:19:26,870
!بهتون التماس ميکنيم

198
00:19:27,540 --> 00:19:28,620
من؟

199
00:19:28,620 --> 00:19:33,630
اره!ما از شما ميخوايم که اين بلاي مرگ رو بر دشمنانمون بفرستيد

200
00:19:34,390 --> 00:19:36,840
!ساتان ساما

201
00:19:38,090 --> 00:19:41,180
..اه...خوب

202
00:19:42,560 --> 00:19:44,520
!قبيله ي لانگ هندِ

203
00:19:44,520 --> 00:19:45,350
چي!؟

204
00:19:53,820 --> 00:19:55,760
!نجاتم بديد

205
00:19:57,840 --> 00:20:00,390
ميخوايد بزنيمتون،اي احمق ها!؟

206
00:20:00,390 --> 00:20:02,420
!اون دختر رو پس بديد

207
00:20:02,420 --> 00:20:04,630
!فقط ما رو مثل قبل به حال خودمون بزاريد

208
00:20:04,630 --> 00:20:06,710
!دخترم رو پس بديد

209
00:20:06,710 --> 00:20:10,010
!ما ميخوايم همه ي شما ها رو به جهنم بفرستيم

210
00:20:13,670 --> 00:20:15,840
چــــــــــــــــــــــي!؟

211
00:20:17,630 --> 00:20:19,390
!نجاتم بديد

212
00:20:20,300 --> 00:20:23,050
...اه،اون زنه رو دارن ميبرن

213
00:20:23,050 --> 00:20:24,160
.اره

214
00:20:24,160 --> 00:20:25,900
!حالا،عذابتون رو بر اونها نازل کنين

215
00:20:25,900 --> 00:20:27,520
!بهتون التماس ميکنيم

216
00:20:29,200 --> 00:20:31,680
!نه ما بايد نجاتش بديم

217
00:20:31,680 --> 00:20:34,260
!ساتان ساما

218
00:20:38,140 --> 00:20:39,620
....خانوم جوان

219
00:20:40,330 --> 00:20:46,300
...هنوز،با اينکه اون دختره دوستشون بود ولي اونها بازم تنها کاري که ميکنن حرف زدنه

220
00:20:46,300 --> 00:20:50,120
چرا براي پس گرفتنش نميجنگن؟

221
00:20:50,120 --> 00:20:51,380
!ساتان ساما

222
00:20:52,840 --> 00:20:54,660
!بهتون التماس ميکنيم

223
00:20:54,660 --> 00:20:57,200
!عذاب خدايانه تون رو بر اونها نازل کنين

224
00:20:57,200 --> 00:20:59,050
!التماستون ميکنيم

225
00:21:01,220 --> 00:21:05,070
....اين مردم واقعا خيلي به هم وابسته هستنا

226
00:21:07,580 --> 00:21:12,220
اما اون زن جوان فقط اينجا يک قربانيه
اون که کارِ اشتباهي انجام نداده

227
00:21:13,030 --> 00:21:18,530
خوب،من بايد به خاطر مهمان نوازي و لباس زيراتون براي شما جبران کنم

228
00:21:23,160 --> 00:21:32,250
!ساتان!ساتان

229
00:21:32,250 --> 00:21:34,500
لوفي سان،همه

230
00:21:34,500 --> 00:21:40,130
من اينجا با تعداد زيادي لباس زير محاصره شدم،در حالي که همه ي اونها من رو به اسم ساتان ساما صدا ميزنن

231
00:21:40,370 --> 00:21:42,870
من رو ببخشيد،اما شما ها بايد يکم بيشتر منتظر بمونيد

232
00:21:42,870 --> 00:21:46,740
!اگه من قرضي که دارم رو پس ندم،پس مثل بقيه ي اسکلتهاي مرده بي مصرف ميشم

233
00:21:47,270 --> 00:21:52,710
به محضي که اين کار رو تموم کردم ،سريع به سمتِ شما بر ميگردم

234
00:22:05,460 --> 00:22:08,020
.يک ساعتي ميشه که ايمپل داون رو ترک کرديم

235
00:22:08,020 --> 00:22:13,170
اگه همينطور باد بياد،تعجبي نداره اگه خيلي سريع به نيوي اچ کيو برسيم

236
00:22:13,590 --> 00:22:16,220
نميتونيم تندتر بريم

237
00:22:17,700 --> 00:22:21,200
من اصلا دوست ندارم وقتي برسم که ديگه جنگ تموم شده باشه

238
00:22:21,850 --> 00:22:23,050
...کروکدايل

239
00:22:23,050 --> 00:22:26,050
...نيروي دريايي وايت برد رو از بين نميبره

240
00:22:26,050 --> 00:22:28,120
بلکه من اين کار رو ميکنم

241
00:22:28,120 --> 00:22:29,810
تو هنوزم داري اين طور حرف ميزني!؟

242
00:22:29,810 --> 00:22:33,400
من برام اهميّتي نداره که اولش سر تو رو جدا کنم،ميدوني که

243
00:22:54,230 --> 00:22:55,690
...لوفي کون

244
00:22:59,340 --> 00:23:03,660
!من دارم ميام!منتظرم باش،ايس

245
00:23:25,410 --> 00:23:28,660
لوفي و بقيه دارند سفر درياييشون رو توي موج تارايي ادامه ميدن

246
00:23:29,190 --> 00:23:31,990
ديگه وقت زيادي نمونده تا اونها به مارين فورد برسن

247
00:23:31,990 --> 00:23:36,830
لوفي به ويوِر کارتش نگاه ميکنه تا مطمئن بشه که هنوز ايس زنده است

248
00:23:36,830 --> 00:23:39,550
در حالي که داره راجع به گذشته اي که با ايس داشته فکر ميکنه

249
00:23:39,550 --> 00:23:40,880
دفعه ي بعد،در وان پيس

250
00:23:40,880 --> 00:23:43,560
فلاش بک مخصوص قبل از رسيدن به مارين فورد

251
00:23:43,560 --> 00:23:44,760
!قول برادران

252
00:23:44,760 --> 00:23:47,070
من پادشاه دزدان دريايي ميشم
